هادی جعفرینژاد، مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تبیین ضرورت و اهمیت تاریخ شفاهی در نظام میراثفرهنگی و گردشگری کشور، این حوزه را یکی از ظرفیتهای بنیادین برای صیانت از حافظه تاریخی و تمدنی ایران دانست و گفت: بخش مهمی از میراثفرهنگی ایران، افزون بر بناها، اشیا، اسناد و محوطههای تاریخی، در دانش، مهارتها، تجربهها، سنتها و حافظه انسانی افرادی نهفته است که طی دههها در شناخت، حفاظت، مرمت، احیا، مدیریت و معرفی این میراث نقشآفرینی کردهاند.
او افزود: این سرمایه دانشی و تجربی، بخشی از پشتوانه تمدنی کشور است که در بسیاری از موارد، بهطور کامل در اسناد رسمی انعکاس نیافته و انتقال آن به نسلهای آینده، مستلزم شناسایی، ثبت و مستندسازی نظاممند روایتهای صاحبان تجربه است.
تاریخ شفاهی؛ ضرورتی برای جلوگیری از گسست حافظه تخصصی
جعفرینژاد با اشاره به اهمیت ثبت تجربههای پیشکسوتان، متخصصان و فعالان حوزه میراثفرهنگی و گردشگری اظهار کرد: در حوزههایی همچون مرمت بناهای تاریخی، حفاظت از محوطههای باستانی، احیای بافتهای تاریخی، صنایعدستی و هنرهای سنتی، آیینها و سنتهای بومی و همچنین شکلگیری سیاستها و نهادهای میراثفرهنگی و گردشگری، بخش قابلتوجهی از دانش و تجربه عملی در حافظه افراد و در جریان فعالیتهای حرفهای آنان شکل گرفته است.
مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ادامه داد: با گذشت زمان و درگذشت پیشکسوتان، استادکاران، متخصصان و فعالان این عرصهها، خطر ازدسترفتن بخشی از این دانش افزایش مییابد، دانشی که بازسازی آن از طریق اسناد مکتوب، بهتنهایی ممکن است میسر نباشد. ازاینرو، تاریخ شفاهی فرصتی ارزشمند برای ثبت تجربههای زیسته، مستندسازی شیوههای عمل و جلوگیری از گسست در انتقال دانش میان نسلها فراهم میکند.
او تاکید کرد: ثبت این روایتها باید پیش از آنکه بخشی از حافظه تخصصی و تجربی کشور برای همیشه از دسترس خارج شود، با اولویتبندی علمی و برنامهریزی مشخص در دستور کار قرار گیرد.
روایتهای معتبر؛ حلقه پیوند میراثفرهنگی با تجربه گردشگری
جعفرینژاد با تشریح کارکردهای تاریخ شفاهی در توسعه گردشگری کشور گفت: بسیاری از جاذبههای گردشگری ایران، فراتر از ارزش تاریخی، معماری و کالبدی خود، حامل روایتهایی از زندگی مردم، تحولات اجتماعی، شخصیتهای تأثیرگذار، آیینها، مشاغل سنتی و خاطرات جمعی جوامع محلی هستند، روایتهایی که شناخت و مستندسازی آنها میتواند درک عمیقتری از هویت و معنای این جاذبهها به مخاطبان ارائه دهد.
او افزود: گردآوری و بهرهگیری از این روایتها، زمینه غنیسازی محتوای معرفی مقاصد گردشگری، طراحی مسیرهای موضوعی و روایتمحور، توسعه گردشگری فرهنگی و تجربهمحور و تولید محتوای معتبر و متناسب با هویت هر مقصد را فراهم میکند.
مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خاطرنشان کرد: تبدیل ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی به تجربهای معنادار و ماندگار برای گردشگران، نیازمند شناخت لایههای انسانی، اجتماعی و فرهنگی هر مقصد است. تاریخ شفاهی میتواند با آشکارکردن این لایهها، پیوند میان میراث ملموس، میراث ناملموس و حافظه جمعی جوامع محلی را تقویت کند و به معرفی عمیقتر و اصیلتر ظرفیتهای گردشگری ایران یاری رساند.
مستندسازی تجربههای مدیریتی؛ پشتوانه سیاستگذاری اثربخش
جعفرینژاد یکی دیگر از کارکردهای راهبردی تاریخ شفاهی را ثبت و تحلیل تجربههای مدیریتی و اجرایی در حوزه میراثفرهنگی و گردشگری عنوان کرد و گفت: تجربههای حاصل از اجرای طرحهای حفاظت، مرمت و احیای بناهای تاریخی، توسعه گردشگری، مشارکت جوامع محلی، فعالیت راهنمایان گردشگری، مدیریت مقاصد و مواجهه با بحرانها و چالشهای این بخش، بخشی از حافظه سازمانی و حرفهای کشور را تشکیل میدهند که مستندسازی آنها میتواند در ارتقای نظام تصمیمگیری مؤثر باشد.
او ادامه داد: ثبت روشمند این تجربهها، امکان شناسایی الگوهای موفق، بررسی علل ناکامیها، پرهیز از تکرار خطاها و انتقال آموختههای اجرایی به مدیران و کارشناسان نسلهای بعد را فراهم میکند. از این منظر، تاریخ شفاهی میتواند به ابزاری برای یادگیری نهادی، تقویت حافظه سازمانی و بهبود کیفیت برنامهریزی و سیاستگذاری در آینده تبدیل شود.
تاریخ شفاهی؛ فراتر از ضبط مصاحبه و انباشت فایلها
مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با تاکید بر ضرورت رعایت استانداردهای علمی در اجرای طرحهای تاریخ شفاهی تصریح کرد: تاریخ شفاهی را نباید به ضبط مصاحبهها یا گردآوری خاطرات افراد تقلیل داد، این حوزه، فرایندی پژوهشی و نظاممند است که به طراحی دقیق موضوع، انتخاب آگاهانه راویان، مصاحبه تخصصی، مستندسازی معتبر، راستیآزمایی روایتها، رعایت ملاحظات حقوقی و اخلاقی و ایجاد آرشیوهای استاندارد نیاز دارد.
جعفرینژاد افزود: روایت شفاهی، بازتاب تجربه و برداشت راوی از رویدادهاست و ارزش پژوهشی آن زمانی افزایش مییابد که در کنار حفظ اصالت روایت، امکان تطبیق و ارزیابی آن با اسناد، شواهد تاریخی و روایتهای دیگر نیز فراهم باشد. بنابراین، اعتبار علمی، کیفیت مستندسازی و قابلیت استفاده پژوهشی باید از ابتدا در طراحی و اجرای این طرحها مورد توجه قرار گیرد.
او خاطرنشان کرد: ارزش واقعی تاریخ شفاهی زمانی آشکار میشود که حاصل این فعالیتها در دسترس پژوهشگران، دانشگاهها، مدیران، کارشناسان و فعالان گردشگری قرار گیرد و در پژوهشهای تاریخی، آموزش تخصصی، تولید محتوای فرهنگی، برنامهریزی گردشگری و مدیریت میراث به کار گرفته شود.
تدوین برنامه ملی و ایجاد آرشیو دیجیتال یکپارچه
جعفرینژاد با تشریح الزامات تبدیل تاریخ شفاهی به یک ظرفیت پایدار در نظام میراثفرهنگی و گردشگری کشور گفت: نخستین گام در این مسیر، تدوین برنامه ملی تاریخ شفاهی میراثفرهنگی و گردشگری با تعیین اهداف، اولویتهای پژوهشی، استانداردهای اجرایی و تقسیم مسئولیت میان دستگاهها و نهادهای مرتبط است، برنامهای که بتواند از پراکندگی فعالیتها جلوگیری کند و میان اقدامات پژوهشی، مستندسازی و بهرهبرداری از نتایج آنها انسجام ایجاد کند.
او شناسایی و ثبت روایتهای پیشکسوتان، متخصصان مرمت، باستانشناسان، استادکاران صنایعدستی، راهنمایان گردشگری، مدیران و فعالان محلی را از اولویتهای اجرایی این برنامه دانست و افزود: در این مسیر، باید افرادی که به دلیل سن، شرایط جسمانی یا موقعیت حرفهای در معرض ازدسترفتن فرصت ثبت تجربههایشان قرار دارند، با اولویت مورد توجه قرار گیرند.
مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، ایجاد بانک اطلاعاتی و آرشیو دیجیتال یکپارچه را از دیگر الزامات این حوزه برشمرد و اظهار کرد: نگهداری، طبقهبندی و دسترسپذیرکردن مصاحبهها، تصاویر، اسناد و فایلهای صوتی و تصویری، مستلزم برخورداری از زیرساختی استاندارد و پایدار است؛ زیرساختی که ضمن صیانت از اصالت و تمامیت اسناد، امکان بهرهبرداری پژوهشی و تخصصی از آنها را با رعایت حقوق راویان و الزامات قانونی فراهم کند.
او تاکید کرد: آرشیو تاریخ شفاهی باید به بستری فعال برای تولید دانش، پیوند میان پژوهش و اجرا و دسترسی هدفمند به تجربههای مستند تبدیل شود.
پیوند تاریخ شفاهی با آموزش، تولید محتوا و توسعه گردشگری
جعفرینژاد با تاکید بر ضرورت بهرهبرداری عملی از دستاوردهای تاریخ شفاهی گفت: نتایج این پژوهشها باید در فرایندهای اجرایی و برنامههای توسعهای حوزه میراث فرهنگی و گردشگری جایگاه مشخصی داشته باشند. تدوین محتوای آموزشی برای راهنمایان گردشگری، طراحی مسیرهای گردشگری روایتمحور، تولید محصولات فرهنگی، معرفی میراث ناملموس و تقویت مشارکت جوامع محلی، از جمله زمینههایی است که میتوان از ظرفیت تاریخ شفاهی در آنها بهره گرفت.
او افزود: همچنین تجربههای مستندشده در حوزه حفاظت و مرمت، مدیریت مقاصد گردشگری و اجرای پروژههای احیا باید در آموزش نیروی انسانی، انتقال دانش تخصصی و تدوین دستورالعملهای اجرایی مورد استفاده قرار گیرند تا فاصله میان تولید دانش و کاربرد آن در مدیریت و اجرا کاهش یابد.
مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، همکاری سازمانیافته میان این وزارتخانه، مراکز اسنادی و آرشیوی، دانشگاهها، انجمنهای تخصصی و تشکلهای محلی را برای تحقق این هدف ضروری دانست و خاطرنشان کرد: اجرای اثربخش برنامههای تاریخ شفاهی به تأمین منابع مالی پایدار، تربیت نیروی متخصص، تعریف سازوکارهای همکاری و تعیین شاخصهای روشن برای ارزیابی کیفیت و میزان بهرهبرداری از نتایج نیاز دارد.
تبدیل روایتهای تاریخی به سرمایهای برای آینده
جعفرینژاد در جمعبندی دیدگاه خود درباره جایگاه تاریخ شفاهی در نظام میراثفرهنگی و گردشگری کشور تاکید کرد: موفقیت در این حوزه، معیار اصلی، میزان موفقیت در تبدیل روایتهای ثبتشده به دانشی معتبر، قابل دسترس و اثربخش برای حفاظت از میراث، ارتقای مدیریت، غنیسازی تجربه گردشگران و انتقال سرمایههای فرهنگی به نسلهای آینده است.
او افزود: تاریخ شفاهی زمانی به جایگاه واقعی خود دست مییابد که میان ثبت روایتها، حفظ دانش تخصصی، پژوهش علمی و بهرهبرداری فرهنگی و گردشگری پیوندی پایدار برقرار شود. چنین رویکردی میتواند حافظه انسانی و تجربی کشور را به بخشی فعال از نظام تصمیمسازی و توسعه تبدیل کند و زمینه بهرهگیری مسئولانه و هوشمندانه از ظرفیتهای تاریخی و تمدنی ایران را فراهم آورد.
انتهای پیام/

نظر شما